فاطرنوشت

خرید بک لینک
چندشب پیش از آن شب هایی بود که بدجوری بدخواب شده بودماسترسی عجیب به جانم افتاده بوداصلا نمی توانستم بخوابمخیلی اتفاقی و برای سرگرمی، تلویزیون را روشن کردمتازه داشت فیلم سینمایی شروع میشد... خیلی تمایلی نداشتم که فیلم را ببینم چنددقیقه ای تامل کردم تا بعدش بزنم یک شبکه دیگرولی فیلم آنقدر برایم فاطرنوشت...

ما را در سایت فاطرنوشت دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 143 تاريخ: جمعه 20 مرداد 1396 ساعت: 5:07

شدم از درس گریزان و به عشقت مشغولبین این دو چه کنم نقطه پیوند نبود مدرسه جای کسی بود که یک دغدغه داشتجای آن ها که به دنبال تو بودند، نبود...دومین سال باهم بودن مان سرشار از اتفاق ها و سفرها و خاطره های خوب بودخدا را شکر... زبان مان قاصر است از شکر این همه عنایت و لطف خداان شالله سال های پیش فاطرنوشت...

ما را در سایت فاطرنوشت دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 157 تاريخ: جمعه 20 مرداد 1396 ساعت: 5:07

صفحه بندی